X
تبلیغات
پارس هاب
خواص درمانی خوراکی ها
  
 معرفی خواص گیاهان
 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین

تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین

عوامل کلی تمدن

تعریف تمدن

عوامل جغرافیایی‌‌ زمین شناختی تمدن

عوامل ‌ اقتصادی تمدن

عوامل نژادی تمدن

عوامل روانی تمدن

علل انحطاط و اضمحلال تمدنها

عوامل اقتصادی تمدن

از شکار تا برزگری

فقدان حس پیش‌بینی در ملل اولیه

آغاز دوراندیشی

شکار و ماهیگیری

گله‌داری اهلی کردن حیوانات

کشاورزی

خوراک – آشپزی – آدمخواری

شالوده‌های صناعت

آتش

ادوات و آلات اولیه

بافندگی و کوزه‌گری

بنایی

حمل و نقل

بازرگانی و امور مالی

سازمان اقتصادی

کمونیسم اولیه

علل از بین رفتن کمونیسم اولیه

اصول مالکیت خصوصی

بردگی

طبقات اجتماعی

عوامل سیاسی تمدن

غریزة مخالفت با اجتماع

هرج و مرج اولیه

قبیله و عشیره

پادشاه – جنگ

دولت

دولت به عنوان عامل تنظیم قوا

اجتماع اشتراکی دهکده

دستیاران روانشناختی دولت

قانون

بیقانونی

قانون و عرف

انتقام

جریمه

محاکمه

روش آزمایش (اوردالی)

دوئل – مجازات – آزادی اولیه و حکومت

خانواده

وظیفة خانواده در مدنیت

قبیله و خانواده

پیدایش توجه و عنایت به طفل در والدین

بی‌اهمیت بودن پدر

جدا شدن دو جنس

حقوق مادری

وضع زن

وظایف زن

پیروزیهای اقتصادی زن

 پدرشاهی

فرمانبرداری زن

فصل چهارم عوامل اخلاقی تمدن

ازدواج

معنی ازدواج

مبنای ازدواج از لحاظ زیست شناسی

کمونیسم جنسی

ازدواج آزمایشی

ازدواج گروهی

ازدواج فردی

تعدد زوجات

اثر تعدد زوجات در بهبود نسل

زن گرفتن از بیرون عشیره (برونگانی)

ازدواج در مقابل خدمت، در مقابل ربودن زن، و در مقابل خریداری (کنیز)

عشق در نزد مردم اولیه

نقش اقتصادی ازدواج

        اخلاق جنسی

روابط پیش از ازدواج

روسپیگری

عفت

بکارت

دو نوع قاعده

حجب

  نسبی بودن اخلاق

نقش زیستشناختی حجب

زنا

طلاق

سقط جنین

بچه‌کشی

کودکی

فرد

اخلاق اجتماعی

ماهیت فضیلت و رذیلت

آزمندی

خیانتکاری

قساوت و تعدی به حق دیگران

آدمکشی

خود کشی

اجتماعی شدن فرد - نوعدوستی – مهمان‌نوازی – ادب

اخلاق از نظر قبیله

اخلاق اولیه و اخلاق جدید

دین و اخلاق

سرچشمه‌های دین

ترس

شگفتی

خوابها – روح – جانگرایی

معبودهای مختلف دینی

ماه

خورشید

ستارگان

زمین

جنس

جانوران

توتم پرستی

خدایان انسانی

روح پرستی

دنیا پرستی

آداب دینی

سحر و جادو

آداب مربوط به کشاورزی

جشنهای آزادی جنسی

داستان زنده شدن خدا پس از مرگ

سحر و خرافات

سحر و علم

کاهن یا عالم روحانی

دین و اخلاق

دین و دولت

محرمات (تابو)

محرمات جنسی

کندی دین در تناسب با محیط

غیردینی شدن اخلاق

فصل پنجم عوامل عقلی و روحی تمدن

ادبیات

لغت و زبان

آثار نخستین زبان در جانوران

ریشه‌های انسانی زبان

تکامل زبان و نتایج آن

تعلیم و تربیت

ورود طفل در اجتماع

خط نویسی

شعر و ادبیات

علم

سرچشمه‌های علم

ریاضیات

نجوم

پزشکی جراحی

هنر

معنی زیبایی

وظیفة اصلی هنر

احساس زیبایی در میان ملتهای اولیه

رنگ کردن بدن آرایه ها

خالکوبی شکافتن پوست به قصد زینت

پوشاک

زینت‌آلات

کوزه‌گری

مجسمه‌سازی

معماری

رقص

موسیقی

هنر نمایش و اپرا

آمادگیهای اولیه برای تمدن

ماقبل تاریخ و آغاز مدنیت

منظور از مطالعة ماقبل تاریخ

داستان علم باستانشناسی

مردم عصر دیرینه سنگی

اوضاع زمینشناختی

اشکال و نژادهای مختلف بشر

صنعت و هنر در عصر دیرینه سنگی افزارها

آتش

نقاشی

مجسمه‌سازی

فرهنگ عصر نوسنگی

فضولات مطبخ

پیدایش کشاورزی

اهلی کردن جانوران

امور فنی

بافندگی

سفال و کوزه گری

ساختمان- وسایل حمل و نقل

دین

علم مقدماتی که در دورة ماقبل تاریخ برای تمدن فراهم شده

رحلة انتقال از ماقبل تاریخ به تاریخ

مس

عصرمفرغ

آهن

خط نویسی

رموز مدیترانه‌ای

هیروگلیف

الفبا

تمدنهای گم‌شده

آتلانتیس

گهواره‌های مدنیت آسیای میانه

آنائو

خطوط انتشار


 
چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386
من ((هزار بندک )) هستم !

فارسى من هزار بندک است . به من هزار پسر و هزار پیوند هم مى گویند. به من پرسیاوشان دارو (یا پرسیاوشان اشتباه نشود) ((کسته )) و ((عصاى موسى )) هم گفته اند. عربى من قضاب مصرى و عصى الراعى است و عده اى از اعراب ((ونکه صغیره )) گفته اند. انواع بزرگ من که به تازگى در ایران به عنوان گلهاى زینتى پرورش مى دهند. به نام خارجى آنها ((پروانش )) معروف است و به یک نوع آن ((گل تلفونى )) مى گویند. من از تیره خرزهره مى باشم . گیاه من دو نوع ساقه دارد، یک نوع آن در روى زمین خزنده بوده ، بند بند است و از هر بند آن ریشه اى به زمین فرو مى رود و به همین مناسبت است که در فارسى به من هزار بندک گویند. نوع دوم ساقه من قائم بوده ، و مولد گل مى باشند. ساقه هاى خزنده من معمولا یک متر و ساقه هاى قائم یک پنجم متر مى باشند. برگ گیاه من بیضى و عارى از کرک و دندانه است . گلهاى من آبى - مایل به بنفش و آبى روشن و گاهى سفید - گلى و ارغوانى است ، و معمولا گیاه من سالى دو نوبت در پائیز و اسفند گل مى دهد. جام گل من لوله اى و باریک است و با اینکه نوش فراوان دارد، زنبور عسل نمى تواند وارد آن شود. مگر آنکه حشره کوچکى قبلا وارد شده ، و آن را شکاف فراخ نماید، به گلهاى من اعراب ((آذان الغزال )) مى گویند. قسمت مورد استفاده من برگ و اندامهاى مختلف من است . برگ مرا در هر فصلى مى توان چید و خشک کرد. برگهاى من قابض بوده ، و سینه را نرم مى کند و رقت خون را معالجه مى نماید. ادرار آور و مقوى بوده ، و از خونریزى سینه و معده جلوگیرى مى نماید. براى معالجه نزله کهنه ، اخلاط خونى و پیدا شدن خون در ادرار، ورم روده و اسهال کهنه ، رفع ترشحات زنانه و تبهاى نوبه اى و سل تجویز مى شود.
برگهاى من داروى کمکى خوبى براى مداواى تب و لرز و جلوگیرى از زیادى خون قاعدگى مى باشد. غرغره جوشانده برگ من براى معالجه آنژین ، ورم لوزه تجویز مى شود و همچنین تنقیه با جوشانده آن جهت معالجه اسهال خونى و اولسرهاى روده به کار مى رود. هنگامى که شیر در پستان جمع مى شود و همچنین براى پانسمان زخم و اولسر پستان مى توان از جوشانده پنجاه در هزار برگ من به کار مى رود و چکاندن چند قطره از آن در گوش براى از بین بردن چرک آن کافى است . نمک مستخرجه از خاکستر گیاه من به جاى زاج در رنگرزى از طرف داروسازان سنتى ایران توصیه شده است ، از پروانش و گل تلفونى نیز جهت مصارف فوق مى توان استفاده کرد. یک نوع من در شهسوار مى روید و به زبان محلى به آن خاک تره گویند، جوشانده خاک تره اسهال خونى را بند مى آورد و پادزهر سموم مى باشد. ضماد برگ آن جهت از بین بردن جراحات تازه باد سرخ و آبله و همچنین زخمهاى آبدار و چرکین و رفع التهابات نافع مى باشد. ضماد گرم برگ آن جهت سر باز کردن دمل سودمند مى باشد.

 

زبان خوراکیها جلد سوم
نویسنده : دکتر غیاث الدین جزایرى

سایت غدیر


 
چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386
اسم من ((غافت )) است !

فارسى من غافت بر وزن آفت است ، و معرب آن غافث مى باشد. به من علف گلو درد، تیغ بدبو، شوکه منتنه ، دواى جگر، قیزل یپراق ، قزل پاپراق ، قاصیق اوتى ، اکرسومنه ، اوباطریوس ، اوفاطریون و مشکانیه هم مى گویند. من در گیلان ، مازندران ، رودبار - زیر درختهاى زیتون دره عمارلو، باغ محسن ، هرزیل - بین زرد چین و دارماش - جنوب و غرب ایران ، کرمانشاهان ، تفرش اشتران کوه ، خراسان ، دره اترک - بین بجنورد و شیروان ، اطراف تهران و کرج مى رویم . بهترین نوع من غافت فارسى است که از کوههاى اطراف شیراز مى آورند. برگهاى من داراى هفت تا نه برگچه بزرگ دندانه دار است و در فواصل آنها برگچه هاى کوچک نامنظم مى روید. گلهاى من به رنگ نارنجى و زرد است و به صورت سنبله مى باشد. میوه من به علت دارا بودن قلابهاى کوچک به پوست و پشم حیوانات مى چسبد. نوعى از من که در سایه مى روید ارتفاعش زیادتر و گلهایش درشتر بوده . روى برگها غده هاى اسانسى دیده مى شود. طعم من تلخ و زنبور عسل از گیاه من گریزان است . تمام قسمتهاى گیاه من مخصوصا برگ خشک آن در داروسازى مصرف مى شود. ترکیبات شیمیایى و عوامل موثر دارویى من هنوز مشخص نشده است . برگ من قابض ، قاعده آور، مدر، ضد کرم و التیام دهنده زخمهاست . براى مصارف دارویى انواع من که در سایه روییده باشند، چون اسانس بیشترى دارند مفیدتر مى باشند. برگ من براى جلوگیرى از خونریزى و خونروى ، پیدایش خون در ادرار، بى اختیارى دفع ادرار اطفال تجویز شده و نتایج عالى داشته است و بعلاوه براى از بین بردن ترشحات زنانه ، ضعف معده ، نفخ شکم ، سنگ کلیه و رماتیسم توصیه شده است ، و براى بیماریهاى کبدى مزمن ، نارسایى ترشح صفرا، یرقان ، قولنج کبدى سودمند مى باشد. جوشانده برگ من به صورت غرغره ، براى از بین بردن عوارض آنژین ، ورم لوزتین ، ورم مخاط گلو و باز شدن صدا مفید مى باشد. کمپرس و شستشو با جوشانده غلیظ من براى بهبود زخمها و جراحات و اولسرها مفید مى باشد. دمکرده برگ و سرشاخه هاى من به نسبت بیست تا سى هزار براى ضد عفونى کردن دستگاه هاضمه ، باز کردن گرفتگى کبد و طحال ، و امراض کهنه و باز شدن عادت ماهانه زنان بعد از مایوس شدن اثر مفید دارد. براى غرغره و استعمال خارجى بهتر آن است که صد گرم گیاه خشک مرا در یک لیتر آب جوشانده و آن قدر بجوشانند تا مقدار آن به یک گرم برسد.
عده اى براى این کار دستور داده اند که پنجاه گرم برگ غافت و پنجاه گرم زیرفون به کار برند. ضماد گیاه من با پیه خوک کهنه و یا پیه حیوانات دیگر جهت باز شدن دملهاى سخت نافع است . عصاره جهت معالجه جرب و خارش مفید است . عصاره من با عصاره افسنتین جهت معالجه داءالثعلب و داءالحیه به کار مى رود. براى گرفتن عصاره من کافى است که آب گیاه تازه را گرفته با حرارت ملایم یا حرارت آفتاب خشک نمایند.

 

زبان خوراکیها جلد سوم
نویسنده : دکتر غیاث الدین جزایرى

سایت غدیر


 
چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386
من ((اسپیره )) هستم !

اسم : اسپیره است . در نور به من ((شیرگا)) گویند. عربى من ((ملک المروج )) یعنى سلطان مرتعها مى باشد، عده اى هم عربى مرا ((لحیه التیس )) یعنى ریش بز گفته اند، ولى این نام در زبان عرب بت چند گیاه دیگر از جمله شنگت هم اطلاق مى شود. در زبان فرنگى نیز به انواع من اسپره مى گویند. من از تیره گل سرخ بوده و چند نوع دارم که یک نوع آن در آذربایجان ارسباران ، قره داغ ، جنگلهاى حسن بگلو و مازندران مى روید. گیاه من علفى به ارتفاع ده تا پنجاه سانتى متر و داراى ساقه زیرزمینى من است ، که رنگ آن قهوه اى و داراى طعمى گس و بى بو است و داراى چندین نوع عامل موثر دارویى است . ساقه زیرزمینى من قابض ، ضد اسهال ، مخصوصا ضد اسهال خونى است و بهترین داروى ضد شکم روش براى اشخاص سالمند است . براى ورم معده و جلوگیرى از پیدایش خون در ادرار تجویز مى شود و براى رفع استفراغهاى خونى ، بواسیر، نتیجه خوب داده است . جوشاندن آن براى معالجه گلودرد به صورت غرغره و شستشوى دهان با آب براى محکم شدن لثه و دندان مفید مى باشد. کمپرس ‍ با جوشانده آن براى برطرف کردن خون مردگى و دردهاى نقرسى نافع مى باشد. مقدار خوراک آن به صورت جوشانده 25 در هزار یک قاشق سوپخورى به فاصله بیست دقیقه براى رفع استفراغ خونى داده مى شود و در موارد دیگر، از دمکرده 25 در هزار سه فنجان در شبانه روز نوشیده مى شود. گرد کوبیده ساقه زیرزمینى من براى ساختن خمیردندانهاى طبى که جهت جلوگیرى از خونریزى لثه ها ساخته مى شود به کار مى رود. براى استعمال خارجى به صورت غرغره و مضمضه و کمپرس ، معمولا از جوشانده غلیظ من صد گرم در هزار استفاده مى نمایند. یک نوع دیگر من در مرز فوقانى جنگلهاى شمال و جنگلهاى ارسباران و ییلاقات نور و همچنین در همدان ، قم ، تفرش و دماوند، بطور خودرو مى روید و خواص آن شبیه نوع قبلى است .

 

 

زبان خوراکیها جلد سوم
نویسنده : دکتر غیاث الدین جزایرى

سایت غدیر


 
چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386
اسم من ((درخت مسواک )) است !

فارسى من درخت مسواک است ، در بندر عباس و چاه بهار به من چوج گویند، عربى من شجرالمسواک است ولى در کتب سنتى به من اراک لقب داده اند من یک درختچه ایران هستم ، برگهاى متقابل من گوشتى است و داراى گلهاى سفید رنگ خوشه اى هستم . میوه من هسته اى زرد رنگ بوده و آن را کباث نامند که در موقع نارسى سبز رنگ بوده ، و به آن خمط و جهاض ‍ مى گویند. از ریشه من که چوبى است سابقا به جاى مسواک استفاده مى کردند.

 

زبان خوراکیها جلد سوم
نویسنده : دکتر غیاث الدین جزایرى

سایت غدیر


   1       2       3       4       5       6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 66261


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها